صفحه اصلی

ایمیل مدیریت ارتباط با ما پاتوق عمارها پشتیبانی  

 

 



تاریخ امروز :


  • آذر 1393

  • مهر 1393

  • مرداد 1393

  • تیر 1393

  • خرداد 1393

  • همه آرشیوها

  •           یاد گیری مسائل شرعی

    نویسنده : علی اصغر عزیزی

    نظرات ()


    بسم الله الرحمان الرحیم
    همه مراجع:
    مسایلی كه انسان غالبا به آنها احتیاج دارد واجب است یاد بگیرد

    شنبه 24 خرداد 1393-12:37 ب.ظ


              احكام اجتهاد و تقلید

    نویسنده : علی اصغر عزیزی

    نظرات ()


    بسم الله الرحمان الرحیم
    1-تقلید در اصول دین جایز نیست یعنی اینكه انسان نمی تواند در اصول دین(توحید،نبوت،عدل،
    امامت،معاد)تقلید بكند بلكه باید با تحقیق و دلیل به یقین برسد
    ولی در فروعات دین(از قبیل نماز،روزه،حج،خمس،زكات و......)انسان
    الف:یا مجتهد است ب:مقلد(یعنی از مجتهد جامع الشرائط تقلید می كند
    2-راههای بدست آوردن احكام شرعی دو تا است
    الف:اجتهادی:یعنی احكام دین را از روی دلیل به دست می آورد
    ب:تقلیدی
    طرق و راههای عمل به احكام شرعی سه تا است
    الف:اجتهاد
    ب:تقلید
    ج:احتیاط:یعنی طوری عمل كند كه یقین داشته باشد به وظیفه اش عمل كرده است
    3-شرائطی كه یك مجتهد باید آن را دارا باشد
    الف:اجتهاد
    ب:مرد باشد
    ج:بالغ باشد
    د:عاقل باشد
    ذ:عادل باشد
    ر:زنده باشد
    ز:حلال زاده باشد
    س:شیعه اثنی عشری باشد
    ش:اعلم باشد و حریص به دنیا نباشد بنا بر احتیاط واجب
    4-تشخیص مجتهد و اعلم
    الف:یقین شخصی
    ب:شهادت دو نفر عادل
    ج:شهادت عالم عادل
    د:شیاع مفید علم(شهرتی كه مفید علم است)
    5-راههای بدست آوردن فتوای مجتهد
    الف:شنیدن از خود مجتهد
    ب:شنیدن از دو نفر عادل
    ج:شنیدن از یك نفر كه به او اطمینان دارد
    د:دیدن در رساله عملیه ی كه اطمینان به آن دارد
    6-عدول از مجتهدی به مجتهد دیگر
    عدول در لغت یعنی بازگشتن از راه است ولی در اصطلاح فقها یعنی تغییر مجتهد
    الف:عدول از اعلم به غیر اعلم جایز نیست
    ب:رجوع به مساوی در صورتی كه به به فتوای مجتهد عمل كرده جایز نیست
    ج:عدول از غیر اعلم به اعلم بنا بر احتیاط واجب است
    7-بقائ بر میت با استناد به فتوای مرجع تقلید زنده اشكال ندارد ولی اگر بدن اجازه مجتهد زنده بر تقلید میت باقی مانده باشد مانند كسی است كه بدون تقلید عمل كرده است
    8-تقلید ابتدائی از میت جایز نیست
    9-وظیفه كسی كه بدون تقلید عمل كرده است:
    در صورتی كه
    - به وظیفه واقعی خود عمل كرده است
    -عمل او با فتوایی مجتهدی كه وظیفه اش تقلید از او بود مطابقت داشته است
    -با فتوای مجتهدی كه الان از او تقلید می كند عمل او مطابقت دارد
    -عملش به احتیاط نزدیكتر است
    اعمال گذشته صحیح است

     

      


    شنبه 24 خرداد 1393-12:50 ب.ظ


              توضیح یك مطلب

    نویسنده : علی اصغر عزیزی

    نظرات ()


    بسم الله الرحمان الرحیم

    چرا ما در بحث اجتهاد و تقلید اصرار ورزیدیم؟

    اولا:یكی از دلائلی كه ما به این بحث تكیه كردیم این بود كه متاسفانه بیشتر مكلفین مرجع تقلیدی برای خودشان انتخاب نمی كنند كه شاید بر اثر جهل به این موضوع باشد

    ثانیا:باید توجه داشته باشیم كه دین اسلام روح آن تعبد است.و شاید یكی از دلائلی كه به ما امر كردند در عصر غیبت به برای خودمان مرجع تقلیدی انتخاب كنیم بخاطر این بود كه خواستن روح تعبد در ما افزایش پیدا كند

    یكی از اصحاب امام صادق (ع)ابن ابی یعفورهستند روزی به خدمت حضرت رسیدن و عرضه داشتن كه یابن رسول الله فدات بشم من در مقابل دستوری كه از شما می رسد تسلیم محض هستم كه داستان از این قرار است در این زمینه کلام مشهوری از وی نقل شده است که نهایت اخلاص وولایت پذیری اش را نشان می دهد. وی روزی در محضر امام صادق(ع)نشسته بود و از وجود مقدس آن حضرت بهره مند می شد. عبدالله درضمن سخنانش کلامی را بیان کرد که مورد توجه امام(ع) قرار گرفت;سخنی که از منتهای اخلاص وی ریشه گرفته بود و از اعماق جانش برمی خواست. او به پیشوای ششم عرضه داشت: «ای مولای من! قسم به خدا! اگر اناری را دو نصف کنی و بفرمایی که نصف آن حلال و نصف دیگرش حرام است، مطمئنا شهادت خواهم داد که آن چه را گفتی حلال،حلال است; و آنچه را که فرمودی حرام، حرام است; و هیچ گونه چون و چرا نخواهم کرد.» امام صادق(ع) فرمود: «خدا تو را رحمت کند، خدا تو را رحمت کند.

    ائمه طاهرین ما را چنین می خواهند كه در اجرای فرامین مراجع تقلید كه نمایند امام معصوم هستند تابع محض باشیم

    در پایان به تمام برادران عزیز كه این مطلب را می خوانند توصیه ی از سر دلسوزی بیان می كنم و آن اینكه در اسرع وقت اگر تا بحال برای خودشان مرجع تقلیدی انتخاب نكرده اند  از بین این بزرگواران یكی را به عنوان مرجع تقلید انتخاب كرده و اعمال خودشان را بر اساس فتوای ان بزرگوار تطبیق دهد كه ان شاءالله مورد قبول خداوند تبارك و تعالی واقع شود

    اسامی مراجع تقلید كه می شود از آنها تقلید كرد

    1-امام خامنه ای (مدظلله العالی)

    2-آیت الله العظمی مكارم شیرازی(مدظله العالی)

    3-آیت الله العظمی سیستانی(مدظله العالی)

    4-آیت الله العظمی وحید خراسانی(مدظله العالی)

    5-آیت الله العظمی صافی(مدظله العالی)

    6-آیت الله العظمی زنجانی(مدظله العالی)

    7-آیت الله العظمی جوادی آملی(مدظله العالی)

    8-آیت الله العظمی نوری همدانی(مدظله العالی)

    9-آیت الله العظمی سبحانی(مدظله العالی)

    پنجشنبه 22 خرداد 1393-12:39 ب.ظ


              چرا تقلید باید كرد؟5

    نویسنده : علی اصغر عزیزی

    نظرات ()


    بسم الله الرحمان الرحیم                          

    پرسش هایی درباره‌ی اجتهاد و تقلید


    یکی از مباحث فقهی که هر مکلّفی از سنّ بلوغ با آن روبه رو می‌شود، مسأله‌ی اجتهاد و تقلید است. ممکن است در ذهن عده ای، سؤالاتی در این زمینه به وجود آید. در این نوشتار ما سعی داریم که به بعضی از مهم‌ترین این سؤالمان پاسخ دهیم.


    تقلید کردن در احکام، برای ما چه نفعی دارد؟


    در حقیقت مقلّد به این دلیل که خود قدرت تحقیق و فهم همه‌ی احکام دینی خود را ندارد، با پیروی کردن از مجتهد، مسئولیت صحّت و نادرستی احکام را به عهده‌ی مرجع تقلید خود می‌گذارد.
     

    تقلید در نظر عده ای، امر ناپسندی است حتی بعضی گفته اند تقلید کار انسان نیست، این امر را چه طور جواب می دهید؟

    باید بدانید تقلید اقسامی دارد. 4 نوع تقلید را می‌توان برشمرد: 1ـ تقلید جاهل از جاهل؛  2ـ تقلید عالم از عالم؛ 3ـ تقلید عالم از جاهل؛ 4ـ تقلید جاهل از عالم. (محمد وحیدی، ص60)
    قسم اول و دوم را عقل نمی پسندد؛ پس جاهل از جاهل نمی تواند چیزی فرا گیرد چون او تخصص ندارد؛ در این تقلید کوری شود عصاکش کور دگر. در تقلید قسم دوم هم دو نفر که از لحاظ علمی و نوع علم مساوی باشند، نمی توانند از هم تقلید کنند؛ یعنی تقلید آن‌ها بی فایده است چون کسی که از او تقلید می‌شود باید توانمندی‌هایی بیشتر از مقلّد داشته باشد تا تقلید صحیح انجام گردد. این تقلید مانند این است که شخص بینایی به شخص بینای دیگری بگوید دستم را بگیر و مرا از خیابان رد نما. قسم سوم را هم عقل ناپسند می‌داند و این تقلید را مذموم می‌شمارد. این نوع، زشت ترین نوع تقلید است که یک عالِم، عوام زده می‌شود و از عوام پیروی می‌کند. پس تنها قسم چهارم می‌ماند که جاهلی از عالم تقلید کند و عقل و دین آن را تأیید می‌کند.
    پس هر تقلیدی ناپسند نیست و تقلید در بحث احکام دینی از نوع عاقلانه است. تقلید به معنای پیروی کورکورانه از محیط و بر طبق عادت، تقلیدی ممنوع است. مانند کسانی که کورکورانه از پدران خود تقلید می‌کردند و قرآن آنان را مذمّت کرده است. (زخرف/23) تقلیدی که در اسلام آمده «سرسپردن» نیست؛ بلکه چشم باز کردن است. تابع و پیرو تا آن جا تسلیم متبوع و پیشوای خود است که اصول و مبادیِ قانون نشکند و خراب نشود. اگر دید پیشوا و مرجع او کاری خلاف اصول و مبانی انجام می‌دهد نمی تواند سکوت کند و به تقلید خود ادامه دهد. (مرتضی مطهری، صص115-110)

    افراد تحصیلکرده و متخصص هم باید در احکام تقلید کنند؟ تقلید، توهین به آن ها محسوب نمی شود؟

    بنای دانایان بر این است که در هر موضوعی به متخصص و عالم آن موضوع مراجعه می‌کنند. این همان تقلید اصطلاحی است. از آن جایی که محال است یک نفر پیدا شود که در تمام قسمت‌ها و همه‌ی علوم صاحب نظر و مستقل باشد، ممکن نیست فردی را پیدا کنیم که هیچ گونه تقلید و پیروی از دیگران نداشته باشد و کسی که خیال کند در زندگی از هیچ کس تقلید نمی‌کند خود را فریب می‌دهد. (محمد حسین طباطبایی، 282/1) افراد تحصیلکرده، در زمینه علمی خاصی، تخصص دارند، در زمینه، علوم دینی تبحر ندارند پس در این زمینه باید به متخصص دین مراجعه کنند. مراجع تقلید هم در دیگر اموری که تخصص ندارند مثل پزشکی به متخصص مراجعه می کنند و از آن‌ها تقلید می کنند.


    آیا تقلید، دلیل قرآنی هم دارد؟


     بله در قرآن هم آمده است: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» (انبیاء/7)

    اهل ذکر از نظر مفهوم لغوی تمام آگاهان و مطّلعان را در بر‌می‌گیرد و این آیه بیانگر یک قانون کلی عقلانی در مورد رجوع جاهل به عالم است و دانشمندان و فقهای اسلامی به این آیه برای مسأله‌ی جواز تقلید از مجتهدان اسلامی، استدلال کرده اند. (ناصر مکارم شیرازی و همکاران، 361/13)
    آیه‌ی دیگری که علمای اسلامی برای جواز تقلید به آن استناد کرده اند آیه‌ی نَفر، توبه/122 است. «وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ»
    منظور از تفقّه در آیه فراگیری همه‌ی معارف و احکام اسلام اعم از اصول و فروع است. بنابراین آیه‌ی فوق دلیل روشنی است بر این که همواره گروهی از مسلمانان به عنوان انجام یک واجب کفایی باید به تحصیل علم و دانش در زمینه‌ی تمام مسائل اسلامی بپردازند و پس از فراغت از تحصیل برای تبلیغ احکام اسلام به نقاط مختلف برگردند و مردم را با مسائل اسلامی آشنا سازند. این آیه هم تحصیل را واجب می‌کند هم یاد دادن را.
    گروهی از علمای اسلامی از آیه‌ی فوق بر مسأله‌ی جواز تقلید استدلال کرده اند، زیرا فراگیری تعلیمات اسلام و رساندن آن به دیگران در مسائل فروع دین و لزوم پیروی شنوندگان از آن‌ها همان تقلید است. (همان، 193/8)

    آیا در زمان ائمه هم اجتهاد وجود داشته یا فقط در زمان حاضر، مرسوم شده است؟

    بله، نگاهی به تاریخ شیعه و زندگی امامان شیعه بیانگر این واقعیت است که ائمه(علیهم السلام)بزرگان اصحاب خود را که سال‌ها نزد آن‌ها تحصیل کرده بودند و آشنا به اصول و مبادی فقه شیعه و دلایل استنباط بودند، تشویق می‌کردند که فتوا بدهند. (محمد رضا جواهری، ص151) که به چند نمونه اشاره می کنیم:
    مانند ابان بن تغلب که فقیه و مجتهد بزرگی بوده و سه امام (امام سجاد(علیه السلام)، امام باقر(علیه السلام)
     و امام صادق(علیه السلام)) را درک کرده است. او هر گاه داخل مسجد النبی در مدینه‌ی منوره می‌شد، مردم برای آموختن فقه نزد او جمع می‌شدند. امام باقر(علیه السلام)به او فرمودند: «در مسجد مدینه بنشین و برای مردم فتوا بده، من دوست دارم مانند تو در میان شیعیانم دیده شوند». (همان، ص51)
    امام علی(علیه السلام)هم در عهدنامه‌ی خود به مالک اشتر، هنگام انتصاب به حکومت مصر، به او فرمان می‌دهند، کارهای مشکلی که در آن می‌مانی و بر تو مشتبه می‌شود (که برای دانستن حکم شرعی آن سرگردان بودی) به (کتاب) خدا و (سنت) پیغمبر خدا بازگردان که خداوند متعال فرموده: «ای کسانی که ایمان آورده اید! اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر او و اولوالامر (اوصیای پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)) را و هرگاه در چیزی نزاع داشتید آن را به خدا و پیامبر بازگردانید». پس رجوع به خدا، فرا گرفتن محکم از کتاب اوست و رجوع به رسول، فراگرفتن سنت اوست. (نهج البلاغه، نامه‌ی 53)
    این بخش از نامه‌ی امام علی(علیه السلام)به مالک، هم فرمان به اجتهاد است و هم روشن کردن منابع مهم اجتهاد. (همان، ص156)
    هم چنین در سیره‌ی ابن هشام در داستان بیعت عقبه نیز آمده: ابن اسحاق نقل می‌کند هنگامی که قوم به مدینه برگشتند، پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)، مصعب بن عمیر را با آن‌ها فرستادند و به او فرمان دادند که به آن‌ها قرائت قرآن را بیاموزد و اسلام را به آنان یاد بدهد و آن‌ها را فقیه در دین کند.
    واضح است که فرمان فقیه کردن، به همراه فرمان به آموزش قرآن و تعلیم اسلام، فرمان به اجتهاد است. خود مصعب باید فقیه باشد تا به دیگران فقه بیاموزد. (همان، ص59)

    آیا در زمان حضور خود ائمه(علیهم السلام)، آن ها مردم را امر به تقلید هم می کردند؟

    بله، ابن ابی عمیر از شعیب عقرقونی نقل می‌کند که به امام صادق(علیه السلام)عرض کردم، چه بسا نیاز پیدا می‌کنیم که در موردی و از چیزی سؤال کنیم از چه کسی بپرسیم؟ امام فرمودند: بر تو باد به اسدی یعنی ابوبصیر. (همان، ص184)
    عبدالعظیم حسنی از نوادگان امام مجتبی(علیه السلام)
     از اصحاب امام جواد(علیه السلام)، امام‌هادی و امام عسکری(علیه السلام)بوده است. در روایتی ابوتراب رویانی گفته است: شنیدم که اباحماد رازی می‌گفت: بر امام ‌هادی(علیه السلام)در سامرا وارد شدم و از مسائلی درباره‌ی حلال و حرام پرسیدم. حضرت پاسخ مرا دادند و هنگام خداحافظی گفتند: ای حماد! اگر چیزی از امر دین در ناحیه‌ی تو بر تو مشکل شد، درباره‌ی آن از عبدالعظیم حسنی سؤال کن و سلام مرا به او برسان. (همان، ص199)

    در عصر غیبت کبری آیا دستوری درباره ی تقلید از شخص خاص داریم؟

    خیر، مکلف به تقلید از شخص خاص نیستیم. امام زمان(علیه السلام)در توقیع شریفی به اسحاق بن یعقوب (توسط محمدبن عثمان عمری) فرمودند: «وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْكُمْ وَ اَنَا حُجَهُ الله عَلَیکُم»؛ «و امّا حوادثی که در آینده واقع می‌شوند در آن‌ها [برای پیدا کردن هدایت] به راویان حدیث ما مراجعه کنید چون آن‌ها حجّت من بر شما هستند و من حجّت خدا بر شما هستم». (شیخ طوسی، ص516).
    ممکن است «حوادث واقعه» فراتر از مسائل جزیی باشد و شامل رویدادهای سیاسی و فتنه‌های اجتماعی هم باشد، زیرا معمولاً مردم عادی در فتنه‌ها متحیر و سرگردان می‌شوند و باید به عالم مراجعه کنند.
    این علماء با صفات ذکر شده اند نه نام، معیار داده اند، ما باید مصداق را بشناسیم مثلاً امام حسن عسکری(علیه السلام)خصوصیات فقیه وارسته و مرجع تقلید را این گونه بیان می‌کند: از میان فقیهان کسی که در برابر هوای نفس مصونیت داشته باشد، دین را [در تمام شرایط] حفظ کند، با هوای نفسانی به مخالفت برخیزد و مطیع امر مولا باشد، بر مردم واجب است از او پیروی کنند. (محمد باقر شریعتی سبزواری، ص140)

    آیا در انتخاب مرجع تقلید، باید شرایطی را لحاظ کنیم. این شرایط مشخص شده اند؟

    بله از کسی که از او تقلید می‌کنیم باید:1ـ مرد باشد؛ 2ـ بالغ باشد؛ 3ـ عاقل باشد؛ 4ـ شیعه‌ی دوازده امامی باشد؛ 5ـ حلال زاده باشد؛ 6ـ زنده باشد؛ 7ـ عادل باشد؛ 8ـ اعلم باشد؛ 9ـ بنابراحتیاط واجب حریص به دنیا نباشد. (رساله‌ی مراجع، مسأله‌ی2)

    عادل به چه کسی می‌گویند؟ 

    عدالت: قدرت نفسانی است که انسان را به اطاعت خداوند و ترک معصیت وادار می‌کند و نشانه‌ی عدالت این است که در ظاهر شخص خوبی باشد و اهل محل و همسایگان او را به خوبی تصدیق کنند.


    اعلم کیست؟


    مجتهدی است که در فهمیدن حکم خدا از همه‌ی مراجع زمان خود استادتر باشد. (همان)


    چرا باید اعلم باشد؟


    سیره‌ی انسان‌های عاقل، این است که در هر مسأله و موضوعی به کسی مراجعه کنند که تخصص او بیشتر باشد. پس در مبحث احکام که از مهم‌ترین موضوعات است باید به متخصص‌ترین مجتهد یعنی اعلم مراجعه کرد.


    اعلم را چه طور می‌توان شناخت؟

    اعلم را از سه راه می‌توان شناخت:
     
    1ـ خود انسان یقین کند؛ مثل آن که از اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد.
     
    2ـ دو نفر عالم عادل که می‌توانند مجتهد و اعلم را تشخیص دهند مجتهد بودن یا اعلم بودن کسی را تصدیق کنند به شرطی که دو نفر عالم عادل دیگر با گفته‌ی آنان مخالفت نکنند.
    3ـ عده‌ای از اهل علم که می‌توانند مجتهد و اعلم را تشخیص دهند و از گفته‌ی آنان اطمینان پیدا می‌شود مجتهد یا اعلم بودن کسی را تصدیق کنند. (رساله مراجع، مسأله‌ی3)
    البته این مسأله تبصره هم دارد:
    1ـ طبق نظر آیات عظام خویی، تبریزی و سیستانی به گفته‌ی یک نفر عالم خبره‌ی مورد اطمینان انسان هم اجتهاد یا اعلمیت ثابت می‌شود.
     
    2ـ طبق فتوای آیه الله بهجت و آیه الله وحید چنان چه از هر راهی انسان اطمینان به اعلمیت پیدا کند کافی است.
    (مجتبی حسینی، ص47)

    اگر عده ای از علما به اعلم بودن مجتهدی شهادت بدهند و در مقابل، گروهی شخص دیگر را اعلم بدانند و ما نتوانیم مجتهد اعلم را تشخیص دهیم، وظیفه چیست؟

    نظر غالب مراجع، این است که در صورت تعارض هر کدام را احتمال یا گمان به اعلم بودن را می‌دهید، از او تقلید کنید. البته آگاهی و تخصص هر گروه از علما بیشتر باشد نظر آن‌ها مقدم است. (رک: مجتبی حسینی، ص48)


    اعمالی که انسان بدون تقلید انجام داده چه حکمی دارد؟


     نظر غالب مراجع این است که اگر شخص بفهمد به وظیفه‌ی واقعی خود رفتار کرده (مثلاً وظیفه اش غسل بوده و او انجام داده) یا عمل او با فتوای مجتهدی که وظیفه اش تقلید از او بوده و باید اکنون از او تقلید کند، مطابق بوده (مثلاً تسبیحات اربعه را سه مرتبه می‌خوانده و مجتهدی که الآن اعلم است و باید از او تقلید کند او هم سه مرتبه واجب می‌دانسته)، اعمال او صحیح است.

    تبصره: آیت الله سیستانی علاوه بر این شرایط، شرط می‌دانند که اگر مکلف جاهل قاصر باشد (مقصر نباشد) و نقص عملش به ارکان و مانند آن باز نگردد. اعمال بی تقلیدش صحیح است. (همان، ص67)

    آیا تقلید ابتدایی از مجتهد میت، متوقف بر تقلید از مجتهد زنده است؟ 

    تقلید ابتدایی از مجتهد میت یا بقاء او باید به تقلید از مجتهد زنده و اعلم باشد. (همان، ص23)

    اگر مرجع تقلید کسی از دنیا برود و از مرجع زنده تقلید نکند چه حکمی دارد؟

    همه‌ی مراجع حکم عمل بدون تقلید را داده اند. (مجتبی حسینی، ص65)

    آیا وکالت در انتخاب مرجع مثل وکالت پدر برای پسر و معلم و برای شاگرد صحیح است؟

    اگر مراد از وکالت سپردن وظیفه‌ی تحقیق و جستجو برای یافتن مجتهد جامع الشرایط به پدر، معلم و یا غیر آنان باشد، اشکال ندارد و نظرشان در این مورد اگر مفید علم یا اطمینان و یا واجد شرایط بینه و شهادت باشد از نظر شرعی معتبر و حجت است. (استفتائات مقام معظم رهبری، س26)

    حلیمه ریحانی

    فهرست منابع
    * قرآن کریم.
    1. بنی‌هاشمی خمینی، احکام تقلید و بلوغ، چاپ دوم، نشر معارف، 1385.
    2. جواهری، محمدرضا، اجتهاد در عصر ائمه معصومین، بوستان کتاب قم، 1381.
    3. حسینی، مجتبی، احکام تقلید و بلوغ، چاپ دوم، نشر معارف، 1385.
    4. سیاح، احمد، فرهنگ جامع نوین، چاپ 17، 1374.
    5. شریعتی سبزواری، محمدباقر، اجتهاد و تقلید، معارف اسلامی، ش56.
    6. شیخ طوسی، الغیبه، ترجمه و تحقیق مجتبی عزیزی، مسجد مقدس جمکران، 1386.
    7. طباطبایی، محمد حسین، المیزان، محمد باقر موسوی همدانی، نشر بنیاد، علمی علامه طباطبایی، 1364.
    8. مطهری، مرتضی، ده گفتار، صدرا، 1367.
    9. مکارم شیرازی و همکاران، ناصر، تفسیر نمونه، چاپ چهارم، دارالکتب الاسلامیه، 1367.
    10. وحیدی، محمد، فلسفه‌ی اسرار احکام، نشر عصمت، 1381.

    پنجشنبه 22 خرداد 1393-12:35 ب.ظ


              چرا تقلید باید كرد؟4

    نویسنده : علی اصغر عزیزی

    نظرات ()


    بسم الله الرحمان الرحیم

    چرا تقلید از مراجع واجب است؟

    پرسش

    چگونه می توانید ثابت کنید که تقلید از مراجع واجب است؟

    پاسخ اجمالی

    مراد از "تقلید"، مراجعه‏ى غیر متخصّص، در یک امر تخصّصى، به متخصص آن مى باشد. و مهمترین دلیل بر لزوم تقلید در مسایل دینى، همین نکته عقلایى است که انسان غیر متخصّص باید در مسایل تخصّصى به متخصّص آن مراجعه نماید.

    البته آیات و روایات نیز به لزوم تقلید توجه کرده اند و بیان می دارند که: "فاسئلوا أهل الذکر إن کنتم لا تعلمون" اگر چیزى را نمى دانید از عالمان سؤال کنید.

    اما باید توجه داشت که تمام ادله ی لفظی تقلید به همان امر مقبول در نزد عقلا نظر دارد.

    بنا براین مراجع تقلید، متخصّصین در فقه هستند که توانایى بر استنباط احکام الهى از منابع شرعى را دارا می باشند و بر دیگران لازم است که در مسایل دینی به آنان رجوع کنند.

    پاسخ تفصیلی

    اسلام براى نیازمندى هاى انسان ـ اعم از مادى و معنوى ، فردى و اجتماعى ، سیاسى و اقتصادى ـ قـوانین و مقررّاتى وضع کرده که در مجموعه هاى گوناگون فقهى تدوین و تألیف یافته و عـلم فـقـه را تـشـکـیـل مـى دهـد. عـلم فـقـه در واقـع ، روش اصـیـل بـنـدگى ، کیفیت صحیح و انسانى روابط اجتماعى و عالى ترین نظامات حیاتى است که نـاظـر بـه تـمـام ابـعـاد زنـدگـى انـسـان مـى بـاشـد و بـه تـعـبـیـر امـام راحـل ـ قـدس سـرّه ـ (فـقه ، تئورى واقعى و کامل اداره ی انسان و اجتماع ، از گهواره تا گور است .) [1]

    بـه خـاطـر اهـمیّت فوق العاده فقه و احکام شرعى ، اولیاى گرامى اسلام ، پیروان خود را به فـراگـیـرى آن سـفـارش مـى کـردند و کسانى را که از این وظیفه خطیر سرباز زده و یا در امر فراگیرى احکام شرعى سهل انگارى مى نمودند، مستحق عقوبت و سرزنش مى دانستند.

    امام باقر(ع ) مى فرماید : "اگر یکى از جوانان شیعه را نزدم بیاورند که تفقّه نمى کند، او را تاءدیب مى کنم !"[2] .

    در شریعت اسلام، واجبات و محرماتی وجود دارد که خدای حکیم، آن ها را برای سعادت دنیا و آخرت انسان تشریع کرده است و اگر انسان آنها را اطاعت نکند، نه به سعادت مطلوب می رسد و نه از عذاب سرپیچی از آنها در امان می ماند.

    برای شناخت احکام شرعی، آگاهی های فراوانی – از جمله: فهم آیات و روایات، شناخت حدیث صحیح از غیر صحیح، کیفیت ترکیب و جمع روایات و آیات و ده ها مساله دیگر لازم است که آموختن آنها، نیازمند سال ها تلاش جدی است.

    در چنین حالتی، مکلف خود را در برابر سه راه می بیند:

    نخست این که راه تحصیل این علم (اجتهاد) را در پیش گیرد؛

    دوم این که در هر کاری آرای موجود را مطالعه کرده، به گونه ای عمل کند که طبق همه آرا، عمل او صحیح باشد (احتیاط کند)؛

    سوم این که از رأی کسی که این علوم را به طور کامل آموخته و در شناخت احکام شرعی کارشناس است، بهره جوید.

    بی شک، اگر او در راه اول به اجتهاد برسد، کارشناس احکام شرعی شده، از دو راه دیگر بی نیاز، خواهد بود؛ اما تا رسیدن به آن، ناگریز از دو راه دیگر است.

    راه دوم نیازمند اطلاعات کافی از آراء موجود در هر مساله و روش های احتیاط است و در بسیاری از موارد، به دلیل سختی احتیاط، زندگی عادی او را مختل می کند. ناگزیر گزینه «تقلید» برای توده ی مردم علاوه بر راحتی و سهولت، حتمیت می یابد. این سه راه اختصاص به برخورد انسان با احکام شرعی ندارد؛ بلکه در هر رشته ی تخصصی دیگر نیز وجود دارد. به عنوان مثال یک مهندس متخصص را فرض کنید که بیمار می شود. او برای درمان بیماری خویش، یا باید خود به تحصیل علم پزشکی بپردازد، یا تمام آرای پزشکان را مطالعه کرده، به گونه ای عمل کند که بعداً پشیمان نشود و یا به پزشک متخصص رجوع کند.

    راه نخست او را به درمان سریع نمی رساند. راه دوم نیز بسیار دشوار است و او را از کار تخصصی خود (مهندسی) باز می دارد. ازاین رو بی درنگ از پزشک متخصص کمک می گیرد و به رأی او عمل می کند.

    وی در عمل به رأی پزشک متخصص، نه تنها خود را از پشیمانی آینده و احیاناً سرزنش دوستان نجات می دهد؛ بلکه در اغلب موارد، درمان نیز می شود. مکلف نیز در عمل به رأی مجتهد متخصص، نه تنها خود را از پشیمانی آخرت و عذاب الهی نجات می دهد؛ بلکه به مصالح احکام شرعی نیز دست می یابد. [3]

    پس مراد از "تقلید"، مراجعه‏ى غیر متخصّص، در یک امر تخصّصى، به متخصص آن مى باشد. و مهمترین دلیل بر لزوم تقلید در مسایل دینى، هم این نکته عقلایى است که انسان غیر متخصّص باید در مسایل تخصّصى به متخصّص آن مراجعه نماید. البته از آیات قرآن و روایات هم می توان دلایلی را ارائه کرد. مثلا قرآن می فرماید: "فاسئلوا أهل الذکر إن کنتم لا تعلمون" [4] (اگر چیزى را نمى دانید از عالمان سؤال کنید.)

    یا در روایات آمده است که:

    " اما در باره رویدادها یی که پیش می آید، به راویان حدیث ما مراجعه کنید که ایشان حجت من بر شما هستند و من حجت خداوند بر شما هستم". [5]

    محقق کرکی می فرماید: همه شیعیان اتفاق نظر دارند که فقیه عادل، امین، جامع الشرائط در فتوا که از آن به مجتهد در احکام شرعیه تعبیر می شود، از طرف ائمه هدی (ع)در زمان غیبت، در جمیع آن چه که نیابت در آن مدخلیت دارد، نیابت دارند.

    اما باید توجه داشت که تمام ادّله‏ى لفظى تقلید به همان امر مقبول در نزد عقلا نظر دارند و نکته ی اضافه ای را بیان نمی کنند.

    بنابراین مراجع تقلید، متخصّصین در  فقه هستند که توانایى بر استنباط احکام الهى از منابع شرعى را دارا می باشند و بر دیگران لازم است که در مسایل دینی به آنان رجوع کنند.

    برای آگاهی بیشتر، نک، نمایه های:

    1. مرجعیت و تقلید، سؤال 276.

    2. ولایت فقیه و مرجعیت، سؤال 272.

    3. ادله ولایت فقیه، سؤال 235 .



    [1] صحیفه نور، ج 21، ص 98.

    [2] بحارالانوار، ج 1، ص 214.

    [3] نک: رساله ی دانشجویی، چاپ پنجم، حسینی، سید مجتبی، ص46-45.

    [4] نحل، 43.

    پنجشنبه 22 خرداد 1393-12:33 ب.ظ


              چرا تقلید باید كرد؟3

    نویسنده : علی اصغر عزیزی

    نظرات ()


    بسم الله الرحمان الرحیم

    چرا تقلید از مراجع دینی واجب است؟

       در این نوشتار، نخست گذر کوتاهی به معنای: تقلید، اجتهاد، مجتهد و قلمرو تقلید شده سپس به پرسش فوق پاسخ داده شده است

    1. معنای تقلید در احکام شرعی

    منظور از تقلید عمل کردن به دستورات افراد متخصص در هر فن و عمل است. تقلید در احکام شرعی، عمل به فتو ای مجتهد جامع الشرایط در احکام دین می باشد. در معنای اصطلاحی تقلید چنین گفته شده« التزام عملی به فتوا مجتهد یا تطبیق وظایف دینی با فتوای مجتهد زنده است»[1]عمل در تقلید احکام شرعی اهمیت خاصی دارد لذا در برخی از رساله های عملیه در معنای تقلید آمده :« تقلید عبارت از عمل به فتو ای مجتهد است پس اگر اخذ فتوی نموده باشد و عمل نکرده باشد تقلید تحقق نیافته است اگر چه ملتزم باشد که عمل به آن فتوی ، بنمایند»[2]

    2.        اجتهاد چیست و مجتهد کیست؟

    اجتهاد در فرهنگ لغت به مفهوم سعی بلیغ و تلاش بی دریغ و کوشش مستمر و پیوسته برای دست یابی به هدف است. و در اصطلاح یعنی داشتن قدرت علمی بر استنباط احکام دینی از ادله و منابع مربوطه به آن.[3]  کسی مجتهد است که با تلاش، تحمل رنج و سختی به این توانایی رسیده  است که می تواند احکام شرعی را از منابع آن استنباط و استخراج نموده با ادله آن، در اختیار دیگران قرار بدهد.

    مجتهد این شرایط را باید داشته باشد: بالغ، عاقل، عادل، شیعه دوازده امامی، حلال زاده، مرد و زنده باشد.

    3.        قلمرو تقلید

    یکی از عوامل تشکیک و ایجاد شبهه در واجب بودن تقلید از مراجع دینی، برای برخی افراد مشخص نبودن قلمرو و دامنه تقلید است. به خصوص این که در بعضی منابع دینی از تقلید نا آگاهانه و کورکورانه منع شده است.

    ولی تقلید از مراجع دینی به هیچ عنوان تقلید نا آگاهانه و کورکورانه نیست. از این رو در رساله های فقها تاکید بر شناخت شده علاوه بر این اصولاً مراد از تقلید در احکام شرعی مراجعه به متخصص است که در ادامه توضیح داده خواهد شد.

    قلمرو تقلید فقط فروع دین است به گفته مجتهدین تقلید در اصول دین: (توحید، عدل، نبوت، امامت، معاد) و ضروریات دین مانند: اصل واجب بودن نماز، روزه و ... و مسائل یقینی مانند:حرمت زنا، حرمت شرب خمرو ... جایز نیست. در عین حال تقلید شامل کلیه احکام اعم از عبادات، معاملات، واجبات، مستحبات، مکروهات و مباحات می شود.

    با توجه به آن چه ذکر شد، بدست می آید که تقلید در احکام شرعی معنای خاصی دارد و با تقلید کورکورانه و نا آگاهانه کاملاً فرق دارد و رسیدن به مرحله اجتهاد کاری سختی است، شرایطی را می طلبد که هرکسی نمی تواند به آن مقام برسد و قلمرو تقلید فروع دین است و اصول دین را باید از روی استدلال بدست آورد و به آن ها اعتقاد پیدا نمود.

    اما پاسخ به این پرسش که چرا تقلید از مراجع دینی  واجب است.  پاسخ های زیادی وجود دارد که در این نوشتار به برخی از آن ها اشاره می شود.

    1. سیره عقلایی

    کسی که به سن بلوغ و تکلیف رسیده است به صورت کلی و اجمالی می داند که از طرف شریعت اسلام و دین، یک سلسله تکلیف و وظایفی برعهده او می باشد چنین شخصی برای عمل به آن تکالیف و انجام وظایف سه راه دارد.

    الف) مجتهد باشد؛ یعنی به مرحله از توان علمی و فکری رسیده باشد که بتواند احکام شرع را با دلایل از منابع آن استنباط کند. طبیعی است که رسیدن به چنین مرحله ای آسان نیست و برای همه ممکن نمی باشد.

    ب) عمل به احتیاط؛ راه دیگر برای شخص مکلف عمل به احتیاط است، چنین کاری نیز برای همه ممکن نیست زیرا عمل به احتیاط نیازمند به اطلاعات کافی از نظرات فقها در مساله است. علاوه بر این، آشنایی به موارد و مصادیق احتیاط نیز لازم است در نتیجه عمل به احتیاط هم با مشکلات و سختی همراه است. همه مکلفین نمی تواند به آن عمل نماید.

    ج) تقلید؛ یگانه راه باقی مانده برای شخص مکلف در مواجه با احکام شرع و انجام دادن درست آن، تقیلد از مجتهد جامع الشرایط است. چنین کاری از یک طرف مشکلات و محدودیت های دو راه قبلی را ندارد. از طرف دیگر یک راه عقلایی و منطقی است که تمام عقلای عالم برای حل مشکلات زندگی شان در مسایل گوناگون به متخصص مراجعه می کنند مثلاً برای درمان مریضی به پزشک (طبیب) برای ساختن یک منزل خوب به مهندس (انجینر) مراجعه می کنند.

    برای عمل به دستورات شرع باید به مجتهدین جامع الشرایط مراجعه می کنند. بنابر این دلیل برای واجب بودن تقلید از مراجع همین سیره و شیوه عقلایی است که در تمام امور زندگی انسان کار برد دارد.

    2.آیات

    در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که رجوع به متخصص (علما و فقها) را تایید می کند و آن را مورد تاکید قرار می دهد. قرآن کریم فرموده است: «فاسئلوا اهل الذکران کنتم لا تعلمون»[4]اگر چیزی را نمی دانید از عالمان بپرسید.

    «آیه شریفه ارشاد به یکى از اصول عقلایى و احکام عام عقلى است  و آن عبارت است از وجوب رجوع جاهل در هر فنى به عالم در آن فن  و به همین جهت معلوم است که این دستور دستور تعبدى نبوده و امرش هم امر مولوى نیست که بخواهد بدون ملاک عقلى به جاهل دستور دهد که به خصوص عالم مراجعه کن نه به غیر او»[5]

    در تفسیر این آیه چنین آمده است :« ذکر به معنى آگاهى و اطلاع است و اهل ذکر مفهوم وسیعى دارد که همه آگاهان و اهل اطلاع را در زمینه‏هاى مختلف شامل مى‏شود ، و اگر بسیارى از مفسرین اهل ذکر را در اینجا به معنى علماى اهل کتاب تفسیر کرده‏ اند نه به این معنى است که اهل ذکر مفهوم محدودى داشته باشد بلکه در واقع از قبیل تطبیق کلى بر مصداق است زیرا سؤال درباره پیامبران و رسولان پیشین و اینکه آنها مردانى از جنس بشر با برنامه‏ هاى تبلیغى و اجرائى بودند قاعدتا مى‏بایست از دانشمندان اهل کتاب و علماى یهود و نصارى بشود ، درست است که آنها با مشرکان در تمام جهات هم عقیده نبودند ، ولى همگى در این جهت که با  اسلام مخالفت داشتند ، هماهنگ بودند ، بنابر این علماى اهل کتاب براى بیان حال پیامبران پیشین منبع خوبى براى مشرکان محسوب مى‏شدند .

    راغب در مفردات مى‏گوید : ذکر دو معنى دارد گاهى به معنى حفظ و گاهى به معنى یادآورى است ، البته این یادآورى ممکن است بوسیله دل بوده باشد ( که ذکر درونى و باطنى محسوب مى‏شود ) و ممکن است بوسیله زبان باشد ( که ذکر لفظى محسوب مى‏گردد ) و اگر مى‏بینیم به قرآن ، ذکر گفته شده است به خاطر همانست که حقایقى را بازگو مى‏کند . در روایات متعددى که از طرق اهلبیت (علیهم ‏السلام) وارد شده مى‏خوانیم که اهل ذکر امامان (علیهم‏ السلام) هستند ، از جمله در روایتى از امام على بن موسى الرضا (علیه االسلام) مى‏خوانیم که در پاسخ سؤال از آیه فوق فرمود : نحن اهل الذکر و نحن المسؤلون : ما اهل ذکریم ، و از ما باید سؤال شود . و در روایت دیگرى از امام باقر (علیه‏السلام) مى‏خوانیم که در تفسیر همین آیه فرمود : الذکر القرآن ، و آل الرسول اهل الذکر ، و هم المسؤلون : ذکر ، قرآن است ، و اهلبیت پیامبر (صلى‏الله‏ علیه‏ وآله ‏وسلّم) اهل ذکرند ، و از آنها باید سؤال کرد . در بعضى دیگر مى‏خوانیم که ذکر شخص پیامبر (صلى‏الله‏ علیه ‏وآله ‏وسلّم) است و اهلبیت او اهل الذکر هستند . روایات متعدد دیگرى نیز به همین مضمون رسیده . در بسیارى از تفاسیر و کتب اهل سنت نیز روایاتى به همین مضمون میخوانیم از جمله در تفسیرهاى دوازده‏گانه معروف اهل سنت از ابن عباس در ذیل آیه فوق چنین نقل شده که گفت : هو محمد و على و فاطمه و الحسن و الحسین (علیهم االسلام) هم اهل الذکر و العقل و البیان : اینان محمد و على و فاطمه و حسن و حسین (علیهم االسلام) هستند آنها اهل ذکرند و اهل علم و عقل و بیان . این نخستین بار نیست که ما در روایاتى که در تفسیر آیات قرآن وارد شده است بیان مصداقهاى معینى را مى‏بینیم که مفهوم وسیع آیه را هرگز محدود نمى‏کند ، و همانگونه که گفتیم : ذکر به معنى هر گونه آگاهى و یاد آورى و اطلاع است ، و اهل الذکر ، آگاهان و مطلعین را در همه زمینه‏ ها در بر مى‏گیرد .ولى از آنجا که قرآن مجید نمونه بارز یادآورى و علم و آگاهى است به آن ذکر اطلاق شده و همچنین شخص پیامبر (صلى‏الله‏ علیه‏ وآله‏ وسلّم) نیز مصداق روشن ذکر است ، به همین ترتیب امامان معصومین که اهلبیت او و وارث علم او هستند ، روشنترین مصداق اهل‏ الذکرند . ولى قبول همه این مساله هیچگونه منافاتى با عمومیت مفهوم آیه و همچنین مورد نزول آن که دانشمندان اهل کتاب است ندارد ، و به همین دلیل علماى اصول و فقهاى ما در مباحث مربوط به اجتهاد و تقلید و پیروى ناآگاهان در مسائل دینى از آگاهان و مجتهدین به این آیه استدلال کرده‏ اند .

     به هر حال آیه فوق بیانگر یک اصل اساسى اسلامى در تمام زمینه‏ هاى زندگى مادى و معنوى است و به همه مسلمانان تاکید مى‏کند که آنچه را نمى‏دانند از اهل اطلاعش بپرسند و پیش خود در مسائلى که آگاهى ندارند دخالت نکنند .

    به این ترتیب مساله تخصص نه تنها در زمینه مسائل اسلامى و دینى از سوى قرآن به رسمیت شناخته شده ، بلکه در همه زمینه‏ ها مورد قبول و تاکید  است ، و روى این حساب بر همه مسلمانان لازم است که در هر عصر و زمان افراد آگاه و صاحب نظر در همه زمینه‏ ها داشته باشند که اگر کسانى مسائلى را نمى‏دانند به آنها مراجعه کنند .ولى ذکر این نکته نیز لازم است که باید به متخصصان و صاحب‏ نظرانى مراجعه کرد که صداقت و درستى و بى‏نظرى آنها ثابت و محقق است ، آیا ما هرگز به یک طبیب آگاه و متخصص در رشته خود که از صداقت و درستکاریش در همان کار خود ، مطمئن نیستیم مراجعه مى‏کنیم ؟ ! لذا در مباحث مربوط به تقلید و مرجعیت ، صفت عدالت را در کنار اجتهاد و یا اعلمیت قرار داده‏ اند ، یعنى مرجع تقلید هم باید عالم و آگاه به مسائل اسلامى باشد و هم با تقوا و پرهیزکار ».[6]

     برخی دیگرگفته است : «وجه دلالت آیه بر ضرورت تقلید در احکام دین، این است که آیه بر وجوب سوال در هنگام عدم اطلاع دلالت می کند و پیداست که نفس سوال کردن وجوب ندارد ، بلکه واجب شدن سوال ، از باب مقدم عمل است. بنابر این معنای آیه این است که از اهل ذکر سوال کنید، برای اینکه به گفته آنان عمل کنید؛ چون نفس سوال بدون عمل لغو و بی اثر است و وجهی برای امر به آن نیست. بنابر این آیه هم جواز رجوع مکلف به عالم دلالت می کند که از آن به تقلید تعبیر می کنیم و هم بر حجیت فتوای عالم برای مکلف قابل استناد است. زیرا اگر فتوای عالم حجت نباشد سوال از عالم لغو است».[7] آیه نفر«فلو لا نفر من کل فرقه منهم طائفه لیتفقهوا فی الدین و لینذروا قومهم اذا ارجعوا الیهم لعلهم یحذرون»[8]پس چرا از فرقه ای، تعدادی به منظور فقیه شدن در دین کوچ نمی کنند تا پس از فراگیری دستورات الهی به سوی قوم خود بازگردند و آن ها را انذار کنند. شاید آنان بیدار و بر حذر شوند.

    «وجه دلالت آیه بر وجوب تقلید این است که ترک دیار و رهسپار شدن برای تفقه در دین و نیز انذار مردم به اقتضای «لولا» در اول آیه واجب است. چون تفقه در دین و انذار کردن هردو به عنوان عنایت و هدف اصلی امر به وجوب کوچ کردن آمده است و این در شرایطی است که تفقه در دین و انذار مردم، هیچکدام وجوب نفسی ندارد، بلکه وجوب غیری دارند و و جوب نفسی مطلب، در حذر کردن مردم است تا از عذاب الهی بترسند پس غایت هر دو واجب، این است که مردم هنگامی که توسط منذرین مورد انذار واقع می شوند متنبه شده و از معصیت خداوند حذر کنند و به اقتضای اطلاق آیه، حذر کردن مردم در وقت انذار منذرین، به طور مطلق واجب است. اعم از این که برای آن ها علم تفصیلی نسبت به مورد انذار حاصل شود یا حاصل نشود»[9].

    روایات

    روایاتی زیادی از معصومین(علیهم السلام) به ما رسیده که در آن ها از طرفی به علما و فقها دین دستور داده است که فتوا دهند از طرفی به مردم امر شده است که به آن ها مراجعه کنند و در امور دینی به فتوا عمل نمایند.

    حضرت امام صادق(ع) به ابان ابن تغلب که یکی از فقهای اصحاب ایشان است فرمود: «اجلس فی مسجد المدینه وافت الناس فانی احب ان یری فی شیعتی مثلک [10] امام صادق(ع) به ابان ابن تغلب فرمود: «در مسجد مدینه بنشین و برای مردم فتوا بده، زیرا من دوست دارم که درمیان اصحابم مانند تو دیده شود.

    درنهج البلاغه آمده است که  امام امیرالمومنین(ع) به قشم بن عباس که از طرف ایشان حاکم مکه بود نوشت: «واجلس لهم العصرین فافت المستفتی و علم الجاهل و ذکر العالم»[11]

    در روایتی دیگر امام معصوم ضمن بر شمردن صفات مجتهد به مردم دستور داده است که از مجتهد پیروی کنند. «فامامن کان من الفقهاء صائفا لنفسه، حافظا لدینه مخالفا علی هواه، مطیعا لامر مولاه فللعوام ان یقلدوه»[12]

    از میان فقیهان کسی که در برابر هوای نفس مصونیت داشته باشد حافظ دین مخالف هوای نفس و مطیع امر مولایش باشد بر مردم واجب است از او پیروی کنند.

    در توقیع شریف امام زمان(عج) در پاسخ به سوال اسحاق بن یعقوب فرمود: «و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه احادیثنا فانهم حجتی علیکم وانا حجه الله»[13]اما حوادث و مسائلی که برای شما پیش می آید به راویان احادیص ما مراجعه کنید. زیرا آنان حجت من بر شما هستند و من هم حجت خدا بر خلق.

    این روایات به روشنی دلالت دارد بر وجوب فتوا دادن مجتهد و جواز تقلید از آن ها و رجوع به مثل ابان  ابن تغلب یا قشم بن عباس نمونه هایی از فتوا دادن است.

    همچنین از امام رضا(ع) نقل شده است: «علینا القاء الاصول و علیکم التفریع»[14]از این روایات نیز بدست می آید که امام اجتهاد و استنباط احکام را در فروع دین، به فقها ومجتهدین واگذار نموده است.

     در مجموع می توان گفت که سیره عقلا، تعدادی از آیات و روایات دلایلی هستند که بر واجب بودن تقلید از مراجع دین را بیان می کند.

     

    [1] . ، بجنوردی، منتهی الاصول ج2،ص890

    [2] . محقق، توضیح المسائل،  مسئله 7

    [3] بجنوردی ، قبلی، ص630

    [4] . نحل/43

    [5]. ترجمة المیزان ج : 12  ص :  377

    [6] . مکارم، تفسیر نمونه ج11، ص242-247

    [7] . تهذیب الاصول،ج3،ص177.

    [8] . توبه/122

    [9] . میرزا ابوالقاسم قمی ،قوانین الاصول،ج2، ص161

    [10] . مستدرک،17 ص315ح11

    [11] . نهج البلاغه،نامه 67.

    [12] . احتجاج طبرسی،ج2 ص263

    [13] . حرعاملی،وسایل الشیعه،ج27ص140

    [14] . وسایل الشیعه ج27

    پنجشنبه 22 خرداد 1393-09:11 ق.ظ


              چرا تقلید باید كرد؟2

    نویسنده : علی اصغر عزیزی

    نظرات ()


    بسم الله الرحمان الرحیم

    هر کسی که دچار سرماخوردگی شود با مراجعه به پزشک، نسخه ای و دارویی دریافت می کند. داروی این بیماری، چنان روشن است که بسیاری از مردم برای درمان سرماخوردگی نیازی به مراجعه به پزشک نمی بینند و خود به تهیه و مصرف دارو اقدام می کنند؛ اما برای درمان سردردهای کهنه و مزمن، مراجعه به پزشک ضروری تلقی می شود. برای تشخیص عامل این بیماری، غالباً پزشک به تهیه آزمایش ها و عکس های رادیولوژی دستور می دهد.

    اگر نتیجه این آزمایش ها و عکس ها را نزد چند پزشک متخصص ببریم، احتمالاً با تشخیص های مختلف روبه رو می شویم. یکی، پس از بررسی دقیق، این بیماری را میگرن می داند و نسخه میگرن می نویسد. دیگری، نسخه سینوزیت و سومی، داروی عصبی و آرام بخش تجویز می کند. بیمار که در این موقعیت قرار می گیرد، علاوه بر سردرد به حیرت نیز دچار می شود، زیرا یقین دارد که از این سه، حداقل دو نفر در تشخیص بیماری او اشتباه کرده اند و نسخه آن ها درمان بخش نیست. این حیرت چندان دوام ندارد. زیرا روش عقلانی در حل چنین مشکلی، مراجعه به پزشک پرتجربه و آگاه تر است. احتمال اشتباه این پزشک تنها 5 درصد است. در حالی که دیگران بیش از20 درصد احتمال اشتباه دارند.

    برای تشخیص پزشک برتر، نباید به شاخص هایی مانند زیبایی چهره، تمیزی مطب یا کمی ویزیت توجه کرد. اظهار نظر کاسب محله یا راننده تاکسی هم اعتباری ندارد. پزشکی که دانشجویان این رشته به برتری او گواهی دهند، از نظر عقلی برای ما معتبر محسوب می شود. بیمار با استفاده از همین راهنمایی عقل، بلافاصله نسخه درمانی او را به کار می بندد. اگر پس از مصرف دارو، سردرد او معالجه شد که دعاگوی او خواهد بود و اگر پس از طی دوره درمان، سردرد او افزون تر گشت و نتیجه معکوس حاصل شد، در این شرایط بیمار مقصر و محکوم نیست؛ زیرا او به بهترین کاری که از نظر عقلی پسندیده است اقدام کرده بود. مراجعه به هر پزشک دیگر، کاری خلاف دستور عقل بود؛ زیرا احتمال خطای آنها بیشتر از این بود. پزشک هم مقصر و محکوم نیست؛ زیرا اگر بازخواست گردد، با سرافرازی خواهد گفت: من دوران تحصیل خود را به خوبی گذرانده ام؛ سابقه علمی نیکویی دارم؛ در تشخیص بیماری نیز نهایت تلاش خود را به کار گرفتم و بدون غرض ورزی و با رعایت روش متعارف، به کار خود پرداختم و ممکن است در مواردی هم اشتباه کرده باشم. این موارد اشتباه در مقایسه با 95 درصد دیگر که درمان من نتیجه داده است، طبیعی و لازمه عمل یک انسان غیر معصوم است.

    سخن این پزشک بر پایه منطقی استوار بناشده است و او اگر کوتاهی نکرده باشد، مستحق تنبیه و مجازات نیست؛ بلکه در دریافت اجرت و ویزیت نیز معذور است؛ زیرا وجود این پزشک در میان مردم مغتنم و موجب درمان 95 در صد بیماران خواهد بود.

    اختلاف نظر پزشکان در تشخیص بیماری مذکور نیز بنیان علم پزشکی را ویران نمی کند و نباید ما را یک باره از هر پزشک متخصص ناامید و متنفر گرداند. این گونه اختلاف ها از نظر کمّی و کیفی، لطمه ای به ساختار دانش پزشکی وارد نمی کند، زیرا موارد آن در مقایسه با موارد غیر اختلافی، زیاد نیست و از نظر کیفیت هم تنها در بیماری های خاص بسیار پیچیده مشاهده می شود.

    شبیه همین داستان در علوم حوزوی مو به مو جاری است؛ پاسخ دسته ای از مسائل فقهی، فلسفی، تفسیری و... روشن و به منزله نسخه سرماخوردگی، اجماعی است. در این مسائل، تقلید(پیروی از عالم کارشناس) هم نیاز نیست. اما در پاره ای از مسائل پیچیده، در بین عالمان دین اختلاف نظر وجود دارد. در این اختلاف نظر، تنها یکی از آراء می تواند حق و مطابق واقع باشد و آرای دیگر، همه باطل و اشتباه است. اگر این اختلاف نظر مربوط به مسائل فقهی و احکام عملی باشد، انسان برای رفع سرگردانی خود باید به فقیه اعلم یعنی متخصص کار کشته ای که احتمال اشتباهش از دیگران کمتر است، مراجعه کند. برای تشخیص صاحب نظر اعلم، نیز نباید به نظر خود یا امثال خود اکتفا کرد و لازم است از کسانی که با حوزه درس عالمان فقه، ارتباط علمی دارند، سوءال شود و نظر آنها ملاک خواهد بود.

    در این مرحله، مراجعه به این فقیه و عمل به فتوای او، دلیل عقلی کامل و حجت شرعی است؛ زیرا مراجعه به هر فقیه دیگر با احتمال اشتباه بالاتری رو به رو است. پس از این، اگر ـ در این دنیا یا در سرای دیگر ـ معلوم شود که فتوای این فقیه نسخه ای خلاف واقع بوده، مکلف مقصر و محکوم نیست؛ زیرا به بهترین طریق ممکن اقدام کرده است. فقیه هم محکوم نیست؛ زیرا مراحل تحصیل خود را به خوبی گذرانده و به هنگام صدور فتوا، نهایت تلاش خود را (اجتهاد) به کار گرفته است؛ از این رو پیش خود و خدا سر افراز است. این مقدار اشتباه هم لازمه جایزالخطا بودن نوع انسان است.

    این فقیه اجر معنوی تلاش خود را دریافت خواهد کرد؛ زیرا مجموعاً وجود این فقیه در پاسخ گویی به نیاز جامعه، ضروری و کارگشا است و فقیه حق ندارد که به بهانه احتمال خطا از مسئولیت فتوا شانه خالی کند.

    در مواردی که فقیه به حکم واقعی دست پیدا می کند و تلاش او نتیجه مطلوب می دهد، تشویق ویژه ای نیز نصیب او می گردد، «للمصیب اجران و للمخطی أجر واحد»؛ فقیهی که به حکم واقعی رسیده است، دو پاداش و آن که خطا کرده، یک پاداش دارد.

    اختلاف نظر عالمان دین در پاره ای مباحث، بهانه موجهی برای به دریا ریختن کل میراث فقهی و دینی نیست و نباید ما را نسبت به دانش دین دل سرد و بدبین نماید. دانش فقه، تلاش بشر برای کشف پیام خداست که در دامنه پهناوری نتیجه داده و در مناطقی هنوز به نتیجه قطعی نرسیده است. این موارد ابهام، نباید آن دامنه پهناور را سیاه و تاریک کند.

    در مشکلات عام اجتماعی، لازم است یک رأی فقهی بر سایر نظریه ها برتری یابد و در صحنه مناسبات اجتماعی، بر اساس آن عمل شود؛ گرچه سایر نظریه های علمی نیز در جای خود محفوظ خواهد بود.

    چهارشنبه 21 خرداد 1393-10:09 ب.ظ


              چرا انسان باید تقلید كند؟1

    نویسنده : علی اصغر عزیزی

    نظرات ()


    بسم الله الرحمان الرحیم

    بحث تقلید یكی از موضوعات مهم فقهی است كه در این نوشتار تقلید، علت آن، مرجع تقلید، شرایط مرجع تقلید و مرجعیت نزد شیعه را بررسی كرده و به نتیجه‌گیری می‌پردازیم. 

    چهارشنبه 21 خرداد 1393-01:54 ب.ظ

    ادامه مطلب


              معرفی وبلاگ

    نویسنده : علی اصغر عزیزی

    نظرات ()


    بسم الله الرحمان الرحیم
    با سلام 
    خدمت تمام هم محلی های عزیز 
    من بعد از مطالعه تمام وبلاگ های موجود در روستای كارمزد جای یك وبلاگ كه تخصصی به موضوع احكام مكلفین بپردازد را خالی دیدم و این را بر خود لازم دیدم كه به اندازه توانایی  این خلاء را پر كنم و از خدای بزرگ و متعال عاجزانه درخواست كمك دارم تا رسالتی كه بر عهد دارم را به خوبی انجام دهم 
    و از عزیزانی كه سوالی در باره احكام شرعی دارند را برایمان بفرستند و ما در اسرع وقت جواب آن را می دهیم
    با تشكر حقیر سرو پا تقصیر طلبه علی اصغر عزیزی

    چهارشنبه 21 خرداد 1393-01:53 ب.ظ



    مطالب گذشته

  • احكام وضو

  • احكام حسینی3

  • پنج فضیلتی که امام رضا(ع) برای عزاداران حسینی بیان فرمودند

  • احكام حسینی 2

  • احكام حسینی 1

  • رطوبت های كه از مردان خارج می شود

  • عذر تقصیر

  • احكام روزه5(روزه مسافر)

  • حكمت و فلسفه عدم وجوب روزه مسافر

  • احكام روزه4(موارد قضاء و كفاره)

  • احكام روزه(3)مبطلات روزه

  • احكام روزه(2) مبطلات روزه

  • احكام روزه(1)

  • فلسفه وجوب روزه

  • طهارت(احكام آبها)


  • لیست آخرین پستها


    صالحون  salehon


    علی اصغر عزیزی


    آمار مطالب
    کل مطالب :
    کل نویسندگان :
    آمار بازدید
    بازدید امروز :
    باردید دیروز :
    بازدید این ماه :
    بازدید ماه قبل :
    بازدید کلی :

    بروزرسانی


    علی اصغر عزیزی


    قالب مذهبی وبلاگ

    صالحون

    امام و شهداء
    بسیج
    پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری
    دفتر حضرت آیت الله وحید خراسانی
    دفتر حضرت آیت الله سبحانی
    دفتر حضرت آیت الله جوادی آملی
    دفتر حضرت آیت الله صافی
    دفتر حضرت آیت الله نوری همدانی
    دفتر حضرت آیت الله سیستانی
    دفتر آیت الله مكارم شیرازی
    خیمه قائم آل محمد(عج)
    حاج حسین
    روستای جمشید آباد
    كارمزد++
    بهشت گمشده كارمزد
    اعتقادی،اخلاقی،اجتماعی،سیاسی
    كارمزدی های مقیم تهران
    كارمزدی های مقیم قم
    امام زاده حسن
    كارمزدی حقیقت طلب

    همه پیوندها


    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic